تبليغاتX
چایخانهz
جمعه بیست و چهارم مهر 1388




به گوش بحر ، حرف لذت لب تشنگی گفتم

تپیدنهای دل بیرون فکند از آب ، ماهی را 





اگر يک بار ديگر می زيستم سخن کمتر می گفتم، بيشتر گوش می سپردم ، دوستانم را به شام دعوت می کردم بی انکه نگران لکه هايی که بر فرش افتاده يا مبلی که رنگ و رويش بيشتر رفته است باشم. اگر بار ديگر می زيستم مرا ببخشيدهای بيشتر می گفتم.

ليکن از هر آنچه گفتم مهمتر اگر بار ديگر زندگی می کردم هر لحظه آن را در چنگ می گرفتم ، به آن می نگريستم و آن را واقعا می ديدم ، هر لحظه را زندگی می کردم و هرگز آنرا باز پس نمی دادم.

بر سر چيزهای کوچک تا اين حد برافروخته نشو. نگران آن نباش که چه کسی تو را دوست ندارد و چه کسی بيشتر از تو مال و جاه جهان دارد و يا ديگران چه ميکنند!

بيا در عوض از آنان که دوستمان دارند لذت ببريم بيا تا به آنچه خدا به ما داده است بيانديشيم،بيا هر روز به آنچه برای بهبود جسم و روان خود ، عواطف و روحيات خود انجام می دهيم فکر کنيم. زندگی کوتاهتر از آنست که بگذاری از کنارت بگذرد ، زندگی تنها يک لحظه با ماست و آنگاه رفته است! خدايا مرا بخاطر شکايتهايم ببخش.

و زمانی که ناشکری کردم به آرامی به من يادآوری کن.

از تو بخاطر آنچه برايم مقدر کرده ای شکرگزارم.  





پ.ن1:این مطلب رو جایی خوندم گفتم بذارم اینجا شمام استفاده کنید... دیگه عفو کنید تاخیر بنده رو نه مجال آپ کردن دارم و نه حوصله!

پ.ن2: اما خداییش به همه لینکهام هر از چندگاهی سر میزنم ها...به بعضی که همیشه سر میزنم.
پ.ن3: غرفه کافه حزب الله نمایشگاه دیجیتال رو هم دیدم.. این فقره فعالیتها خوبه اگر هدفمند باشه منتها امیدوارم که گرفتار حواشی نشه!


حلال کنید... فعلا خدا نگهدار.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:44  توسط سید رسول   | 

یکشنبه یکم شهریور 1388

سلام

حلول ماه مبارك رمضان رو به همه دوستان تبريك ميگم.

انشالله هر كي مثل من به واسطه اشتغالات يا هر چيز ديگه اي فرصت توجه و بهره برداري از اين ماه عزيز رو نداشته ؛ امسال در پناه اين ماه مبارك  غرق در لذائذ روحاني و معنوي رمضان بشه.

ازخدا استدعا دارم مارو هم قاطي مهموناش بپذيره...مهمونا دسته دسته دارن ميان سر سفره..نكنه ما رو راه نده سر سفره..دست رد به سينه مون بزنه! نه..حتما ميپذيره مارو! خدا كه فقط خداي خوبا و اوليا نيست! خداي ما آلوده ها و گناهكارام هست..حتما هوامونو داره...


پ.ن1: به رغم ناخدا،كشتي به گرداب جنون رانديم/ازين پس اختيار كشتي مارا خدا دارد      
انشالله..


پ.ن2: ببخشيدا اينقدر دير به دير ميام.. اگه لينكمو حذف كرديد هم حق داريد..
وقتي حرف نباشه واسه گفتن همينه ديگه! التماس دعا..



پ.ن3: پارسال نزديك ماه رمضون يه پستي زدم اگه وقت كرديد يه سر بهش بزنين..

روزنه ای به آن عالم...





مصادف با يكم رمضان.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:39  توسط سید رسول   | 

سه شنبه سیزدهم مرداد 1388



             هيچگه سررشته خاموشي از دستم نرفت

                   بي سبب چون آستينم بخيه بر لب مي زنند

             بخت مي خواهد سياهي تا برد خوابم ز چشم

                  راه مردم بيشتر غــــارتـگران شب مي زنند!




شاعر: غني كشميري   



پي نوشت: دل بده به شعر...


لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:22  توسط سید رسول  

دوشنبه پنجم مرداد 1388



حالیا مصلحت وقت چنان می بینم


که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم!





پ.ن1: آره والله... ما اینجوریم دیگه..

پ.ن2: مناجات شعبانیه خیلی زیباست.. ایشالله توفیق باشه بخونیم. خوب مناجاتیه انصافا.

مناجات خونا خوش به حالشون..


پی نوشت(سیاسی):


هرکس به طریقی دل ما می شکند

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر میشکند حرفی نیست

من در عجبم دوست چرا می شکند!!!!؟؟





لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:54  توسط سید رسول   | 

شنبه ششم تیر 1388



گوش را هوش شنیدن نبود ، کاش کسی

از لبت شهد سخن را به مکیدن گیرد!

چون ز صحرای غمت باد جنون بر خیزد

گل پیراهن ما رنگ دریدن گیرد



ای یار ِ

جفا کرده‌ی
پیوند بریده،
این بود وفاداری و عهدِ تو ندیده؟
در کوی تو معروف‌ام و
از روی تو محروم.
: گرگ ِ دهن آلوده‌ی یوسف ندریده.
ما هیچ ندیدیم
همه شهر
بگفتند




 افسانه‌ی مجنونِ به لیلی نرسیده.
در خواب
گَزیده
لب ِ شیرین ِ گل‌اندام
از خواب
نباشد
مگر انگشت ِ گزیده
بس در طلبت کوشش ِ بی‌فایده کردیم
چون طفلِ دوان
در پی گنجشک ِ پریده
مرغ ِ
دل ِ
صاحب‌نظران
صید
نکردی
الا به کمان‌مهره‌ی ابروی ِ خمیده.
میل‌ات به چه ماند؟
به خرامیدن ِ طاووس
غمزه‌ ت
به نگه کردنِ آهوی‌ ِ رمیده!
گر پای به در می‌نهم از نقطه‌ی شیراز
ره نیست
تو پیرامن ِ من حلقه کشیده.
با دست ِ بلورین ِ تو پنجه نتوان کرد
رفتیم
دعا گفته
و
دش‌نام شنیده
روی تو مبیناد دگر دیده‌ی سعدی
گر دیده به کس باز کند
روی ِ تو دیده.



پ.ن: آدم سبک میشه وقتی به جای پست سیاسی ازین اشعار میذاره!
این شعر سعدی فوق العادست... لذت ببرید...
ایام رجبیه هم هست خیلی دعا کنید برای هم..
بزرگان میگن: هر کسی یه ریسمانی داره برای اتصال به خدا و عرشش... تو این ماه این ریسمان خیلی به آدم نزدیکه.. خیلی..! دست به ریسمان که شدید برام دعا کنید..

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:2  توسط سید رسول   | 

سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388



صاحب این وبلاگ فعلا نیست!



دلش هم واسه بعضی رفقای مجازیش تنگ شده.

عذرخواهی...

یاعلی...


لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:39  توسط سید رسول   | 

دوشنبه چهارم خرداد 1388

 


زهرا همان کسی است که بیت محقرش

طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش


اورا خدا برای خودش آفریده است

تا اینکه هر سحر بنشیند برابرش


شرط پیمبری به پسر داشتن که نیست

"مردی" پیمبر است که زهراست دخترش


مانند احترام خداوند واجب است

حفظ مقام فاطمه حتی به همسرش


یک نیمه اش نبوت و نیمش ولایت است

حالا علی صدآش کنم یا پیمبرش


دست توسل همه انبیا بود

بر رشته های چادری صبح محشرش


ما بچه های فاطمه ممنون فضه ایم

ازینکه وا نشد پس در پای دخترش


مسمار در اگرچه برایش مزاحم است

اما مجال نیست که بیرون بیاورش


آغاز دهه دوم فاطمیه


پ.ن1: شاعر همون آقای لطیفیان هست. یه شعر دیگه هم انشالله روز شهادت میذارم

پ.ن2: بیشتر که فکر میکنم می بینم خیلی هم سیاسی نیستم!

پ.ن3: اینم یه پیامک ناب:

... حالا دیگر همه می دانند که مهدیه اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان...

اما من منتظر می مانم ، و می دانم روزی مهدیه اسم زمان خواهد بود و فاطمیه اسم مکان...!


لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:41  توسط سید رسول   | 

شنبه دوم خرداد 1388


اشک و آهم گر غبارآلود آید، دور نیست


یاد طفلی در دل من خاکبازی می کند!!!


لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:23  توسط سید رسول  

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388


وقتی سرت را روی بالش می گذاری

آنقدر می ترسم مبادا بر نداری

تو آفتاب روشنی در خانه ما

تو آفتاب روشنی هرچند تاری

فردا کنار سفره باهم می نشینیم

امروز را مادر اگر طاقت بیاری

تو آنچنان فرقی نکردی، غیر ازین که

آیینه بودی و شدی آیینه کاری

آلاله می کاری و باران می رسانی

چه بستر پرلاله ای ، چه کشت و کاری

آنقدر تمرین میکنی با دست هایت

تا شانه را یک مرتبه بالا بیاری

بگذار گیسویم به حال خویش باشد

اصلا بیا و فرض کن دختر نداری...

 

                                                                                                                                    

                                                                                                                                    علی اکبر لطیفیان


پ.ن1: من خیلی سیاسی هستم منتها نمیدونم چرا دستم نمیره کلا به نوشتن... اون دوستی که ازم خواست پست سیاسی بنویسم ؛ کمکم کنه...

پ.ن2: ایام رو هم تسلیت میگم.

 

 

مصادف با  نهم جمادی الثانی ( آغاز دهه اول فاطمیه)

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:0  توسط سید رسول   | 

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388

 تا می آیم با خود بسازم و نفسی بگیرم ...

 درست هنگام هنگامه به سراغم می آید...!


خدایا! چاره ای... درمانی ...راهی
...




بس که بی روی تو خجلت کرد خرمن زندگی

بر حریفان مرگ دشوار است بر من زندگی

با چنین دردی که باید زیست دور از دوستان

 به که نپسندد قضا بر هیچ دشمن زندگی

کاش در کنج عدم بی دردسر می سوختم

همچو شمعم کرد راه مرگ روشن زندگی


پ.ن1: دور دوران قد ما و اهل دل را خم نمود / اهل دل را درد عشق و قد مارا معصیت!

پ.ن2: الحمدلله حال و روز خوبی ندارم...بهم نمیاد؟؟!!

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:15  توسط سید رسول   |